خرید بک لینک

به گزارش سرویس دینی جام نیـوز، تولیت مسجد اعظم قم گفت: ابتلا به کبر عذاب است و خدا وقتی بخواهد نگاهش را از بندهای برگرداند او را مبتلا به کبر میکند، ولذا، امام سجاد علیه السلام اینجا دعا میکند که خدایا هر کاری میکنی من را به کبر مبتلا نکن که اگر به کبر مبتلا شدم سقوط میکنم که تا «أنا ربکم اعلی» هم میرسد.

آیت الله علوی بروجردی در شرح دعای مکارم الاخلاق بیان می کند: امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم الاخلاق می فرمایند: «اللَّهُمَّ … ولاتَبتلینی بالکبرِ ».[۱] کبر مانع رشد و کمال در انسان است

با اینکه انسان خودش مکلف است که تکبر نداشته باشد، ولی در اینجا امام علیه السلام از خداوند متعال مسئلت میکنند که من را مبتلا به کبر نکن.

توضیح چرایی این مطلب آن است که انسان دارای اراده و اختیار است و همچنان که به تعبیر قرآن دارای نفس اماره است، دارای نفس لوامه نیز میباشد و همین ویژگی است که انسان را متمایز ساخته است و از بین موجودات، استعداد کمال را پیدا کرده است؛ زیرا حق انتخاب دارد و میتواند پیش برود و اگر جانب رحمانیت او قوی شد، جانب نفس لوامه او نیز قوی خواهد شد و حتی به مقامی میرسد که از ملائکه هم بیشتر رشد میکند، ولی در مقابل اگر تابع نفس اماره شد، سقوطش به حدی است که از حیوانات نیز پستتر خواهد بود.

در اینجا، کبر و خود پسندی صفتی است که به طور مسلّم، مانع از عبودیت انسان و رشد و کمال او خواهد شد و لذا هم خودش باید تصمیم بگیرد و هم از خداوند بخواهد که مبتلا به کبر نشود.

ارسال رسل یکی از مهمترین عنایت خداوند است

این فرمایش امام اشاره به این نکته است که برای اینکه انسان این راه کمال را طی کند، محتاج است و نیاز به عنایت خداوند دارد؛ و اساسا، اگر انسان نیاز به عنایت خدا نداشت، احتیاجی هم به انبیا الهی نبود. انبیا آمدند تا عبودیت انسان را تقویت کنند و مردم را متوجه به حال عبودیت کنند و در این مقام، انسان با وجود این راهنما، راه را بهتر و مسیر را اساسیتر طی میکند؛ اما اگر انسان از آن بهرهبرداری نکرد و با وجود اینکه حجت برای او تمام بود به آن توجه نکرد این کوتاهی از ناحیه خودش خواهد بود.

اتمام حجت خداوند با بندگان

خداوند در زندگی هر انسانی و قبل از هر امتحان و ابتلایی حجت را برای او تمام میکند، اما اگر کسی که حجت بر او تمام شده است به آن توجه نکرد، خودش را از راه کمال و حرکت، بازداشته است و آن وقت این فرد آرام آرام ـ به اصطلاح ما ـ از چشم خدا میافتد؛ یعنی هر انسانی یک فرصت محدودی دارد تا از عنایات خاص الهی برخوردار بشود و اگر از این فرصتها استفاده نکند، مطابق برخی از روایات به بلایی همانند کبر مبتلا میشود که حجاب اکبر است که همه جهات رذیله نیز به دنبال آن خواهد آمد.

مانعیت کبر از شنیدن موعظه

کبر یک صفت عجیب و غریبی است که در انسان مانعیت ایجاد میکند، و خودش را حجابی در مقابل حق، و حرف صحیح قرار میدهد و این کبر است و لذا اگر انسان گوش شنوا برای شنیدن نداشته باشد، حتی آن حالت موعظه پذیری از بین می رود و خودش را در حدی کامل میبیند که نیازی به آن ندارد.

در برخی منابع آمده است که شیطان، بعد از قصه طوفان، به سراغ حضرت نوح آمد که ایشان را موعظه کند. نوح گفت: تو که از درگاه خدا رانده شدهای میخواهی من را موعظه کنی؟ و او را با عصبانیت از خود دور کرد. جبرئیل آمد و خطاب به ایشان گفت: ای نوح بهتر بود که به موعظه او گوش کنی. نوح به شیطان گفت که حرفت را بزن.

شیطان گفت: جناب نوح، تو با نفرین خود، طوفان به پا کردی تا آنجا که آب از زمین جوشید و همه را غرق کرد و فقط عده کمی نجات پیدا کردند. آیا تو فکر نمیکنی که اگر بیشتر حوصله میکردی تعداد بیشتری به هدایت میرسیدند؟ نوح با عصبانیت گفت: من چقدر زحمت کشیدم ولی جز گمراهی بر اینها اضافه نشد. شیطان گفت: آیا اگر عجله نمیکردی امکان نداشت که در نسل اینها کسانی میآمدند که به حرف تو و جانشینانت گوش میدادند؟ تو همه اینها را جهنمی کردی. کسی که با عذاب خدا در دنیا از بین برود از عذاب اخروی او هم رهایی ندارد.

در این هنگام، نوح یک مرتبه به خودش آمد و تکان خورد، و لذا ما در روایات داریم که اصلا گریه نوح و اینکه لقب نوح گرفت از اینجا شروع شد که بعد از این موعظه شیطان اظهار ندامت میکرد.

بنابراین، ممکن است که گاهی از اوقات، حتی یک پیغمبر کار مستحسنی که شاید ترک اولی باشد، انجام بدهد ولی در همان نقطه است که خدا سفارش میکند که به موعظه شیطان هم گوش فرا بده؛ برای اینکه انسان، موجودی ضعیف و آسیب پذیر است.

عجب از آثار کبر است

اگر انسان از خودش در مقابل خدا نمودی داشته باشد در کنار کبر، مبتلا به عجب نیز میشود؛ یعنی کار خوبی هم که میکنم و عبادتی که کردم روی آن خیلی حساب کنم، یعنی این کاری که من در مقابل خدا کردم عمل بزرگی است، نماز شب است و آن را در مقابل خدا به حساب بیاورد که این شعبهای از کبر است.

بسیاری از معاصی دیگر نیز وقتی بررسی میکنیم به کبر برمیگردد؛ لذا بسیاری از بزرگان و کسانی که اهل تهذیب بودند، کسانی که خودشان را میساختند به این نکته توجه داشتند.

وقتی میخواستند به یکی از بزرگان توهین کنند و او را مسخره و اذیت کنند، بر روی او خاکستر ریختند. وقتی سرش را بلند کرد دید که خاکستر است خندید. اصحابش گفتند این کار خندیدن ندارد بلکه ناراحتی دارد، به چه می خندی؟

سعدی در بوستان در حکایت بایزید بسطامی می گوید:

که نفس من در خور آتشم به خاکستر روی در هم کشم

بزرگان نکردند در خود نگاه خدا بینی از خویشتن بین مخواه

یعنی این نفس و بدن ما سزاوار آتش است و حالا که به ما تخفیف دادند و خاکستر روی سرمان ریختند، خوشحال هستیم. این فرد خودش را مقابل خدا به حساب نیاورد و اگر کسی خودش را به حساب نیاورد، آن وقت رحمت الهی بر او جاری میشود.

توحید این است که جز خدا هیچ تاثیری در عالم نبینی و فقط او باشد: «لاموثر فی الوجود الا الله»؛ او تنها یگانه و واحد است و فقط او را ببینی و خودت هیچ دیده نشوی، هرمقدار که دیده نشوی رشد میکنی.

یکی قطره باران ز ابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید،

وقتی این قطره افتاد و دریا را دید گفت که اگر این دریا هست پس من چی هستم؟ اما وقتی این حقارت را در خودش احساس کرد و کبر را دور ریخت:

چو خود را به چشم حقارت بدید صدف در کنارش به جان پرورید

البته این شعر طبق آن نظریهای است که قبلا میگفتند این مرواریدها بر اساس قطرات باران است که میافتد و تبدیل به مروارید میشود؛ که این مسئله صحت ندارد ولی به هر حال شعر این است که قطره هم اگر خودش را نبیند میتواند منشا اثری گرانبها باشد.

کبر مانع یادگیری انسان است

پس قطره میتواند به دریا اتصال پیدا کند و اما اگر تنها باشد تبخیر میشود و اگر انسان خودش را ببیند چیزی یاد نمیگیرد؛ اما اگر خودش را محتاج دید آن وقت مثل وحید بهبهانی میشود که وقتی در بستر افتاد و شاگردانش دورش جمع شدند؛ برخی اشکال کردند، و توجه نداشتند که استاد در حال مرگ است و سکرات را میبیند. عدهای گفتند که الان موقع این مباحث نیست، ولی ایشان فرمودند: اگر مباحثه کنم و چیزی بفهمم و بمیرم بهتراست یا چیزی نفهمم و بمیرم؟

همچنین، بارها گفتم که حاج شیخ محمد تقی بروجردی صاحب نهایه الافکار برای من نقل کرد: گاهی آقا ضیا عراقی گریه میکرد و حالا به تعبیر خودش میگفت: خدا باید مثل میرزا سید علی یثربی را از من بگیرد و شما را به من بدهد؛ یعنی من از میرزا سید علی بیشتر استفاده میکنم تا او از من. میرزا علی، شاگرد ایشان بود و ایشان با آن مقام علمی تواضع داشت و از شاگردش استفاده علمی داشت. اینها کسانی هستند که کبر را کنار گذاشتند.

بنابراین، ابتلا به کبر عذاب است و خدا وقتی بخواهد نگاهش را از بندهای برگرداند او را مبتلا به کبر میکند، ولذا، امام سجاد علیه السلام اینجا دعا میکند که خدایا هر کاری میکنی من را به کبر مبتلا نکن که اگر به کبر مبتلا شدم سقوط میکنم که تا «أنا ربکم اعلی» هم میرسد.

پی نوشت:

[۱] . الصحیفه السجادیه، ص۹۲. / شفقنا

202

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 24 خرداد 1395 ساعت: 15:04

صفحه بندی